پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
184
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
كسانىاند كه در منزل زهد و خوف به سر مىبرند . از اين دو منزل بيرون نمىروند و منزلى جز آنها نمىشناسند ؛ دستهء دوم كسانىاند كه در منزل شوق به بهشت به سر مىبرند و منزلى در وراى آن نمىشناسند و از آن بيرون نمىروند . و دستهء سوم كسانىاند كه همهء منازل را به سوى خدا يكى پس از ديگرى پشت سر مىگذارند ، پس به آسايش و رحمت خدا مىرسند و دلهايشان به پروردگارشان تعلّق مىگيرد و چون به خلوت مىروند از لذّت مناجات با او بهرهمند مىگردند و دلهايشان آكنده از اميد به رحمت و لطف خدا مىگردد . و اين چنين است كه خدا بر دلهاى ايشان غالب مىشود . مايهء انس و سكون و سرور و شادى دلهايشان در دنيا كسى جز خدا نيست . » « 14 » پيش از اين ، در تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) به چند بار احصاء مقامات يا منازلى كه صوفى در طىّ طريق به سوى خدا از آنها مىگذرد برخورديم ، ولى تنوّع تعداد اين منازل نشانمىداد كه امام صادق ( ع ) با وجود توصيف تجربهء خود قصد آن ندارد كه نظريّهء منسجمى براى آن بپردازد . با ظهور شقيق ، ذهن صوفيانه گام ديگرى برمىدارد و مىكوشد تا مراحل اصلى اين عروج به سوى خدا را ، با نشاندادن ارتباط و تدرّج آنها و موقعيّت صوفى در درون هر يك از آنها ، مشخّص كند . اين ارتباط و اين تدرّج در قطعهاى كه ترجمهء آن را به دست داديم به خودى خود قابل درك است ، ولى در بخش اوّل رساله كه ما ذيلا به تحليل آن مىپردازيم با قوّت بيشترى بر آنها تأكيد شده است . طرح بخش اوّل بسيار دقيق است . شقيق به ترتيب هر يك از مراحل چهارگانه را توصيف مىكند و جايگاه آن را نسبت به مرحلهء بعدى نشان مىدهد . در مقدّمهاى كه اين طرح را بيان مىكند نام مرحلهء چهارم نيز ذكر مىشود ، در حالى كه ، شقيق در « روايت مختصر » آن را به عنوان مرحلهاى كه از آن صوفى يكسر به سوى خدا مىرود معرفى مىكند ، لكن از آن نام نمىبرد . نام اين مرحلهء چهارم « محبّت به خدا » ( « محبّة للّه » ) است . ترجمهء مقدّمه چنين است : « منازلى كه اهل صدق در آنها به عبادت مىپردازند چهار منزل است : اوّلين آنها زهد است و دوّمين خوف و سوّمين شوق به بهشت و چهارمين محبّت به خدا . »
--> ( 14 ) . دنبالهء متن شايد در نسخهء خطّى ما تحريف شده باشد ، زيرا شقيق در پى اين سخن كه « اگر خواستار آنى كه [ چشم ] دلت به نور خدا روشن شود » مىگويد « دل خود را از چهار چيز سبك گردان » ؛ و حال آنكه نسخهء ما عملا پنج شرط برمىشمرد كه بايد آنها را به جاى آورد : « اوّل ردّ مظالم ، دوم تقديم مازاد قوت ؛ سوم مخالفت با هواى نفس در همهء چيزهايى كه رضاى خدا در آنها نيست ؛ چهارم بيمناك نبودن از فقر و پنجم بىاعتنا بودن به آنچه مردم دربارهء تو مىگويند ، خواه خوبى تو باشد و خواه بدى تو . و با اينهاست كه دل تو زنده و به نور خداى تعالى بينا گردد . »